تأثیر تولید و بازاریابی خرما در برقراری ارتباط شهر و روستا

قسمتی از متن پایان نامه :

  • پروفسور اکارت اهلرس [1] استاد دانشگاه ماربورگ آلمان با رویکردی مسبوق به نظریه های سنتی هانس بوبک، از برجسته ترین پژوهشگران پیرامون روابط شهر و روستا در ایران بوده می باشد. وی نظریه سرمایه داری بهره بری هانس بوبک را در چارچوب عینی– عملی در نواحی موردی در کشور ایران مورد مطالعه قیاسی قرار داده می باشد. تأکید او در این نظریه تأثیر شهرهای کوچک و متوسط ایران در حوزه پیرامونی بوده می باشد. وی با تدوین دو مقاله ” دزفول و حوزه نفوذ آن(1976م)” و “شهر و حوزه نفوذ در ایران: نمونه طبس (1977)” از اهمیت بسیار بالایی در بین سایر محققان برخوردار می باشد . در مقاله دزفول به این نتیجه می رسد که مناسبات سنتی شهر دزفول و روستاهای پیرامون آن نه تنها نشاندهنده ویژگیهای خاص مالکیت می باشد بلکه مشارکت نابرابر زمین داران شهری و روستاییان و خرده مالکان روستایی در این منطقه که در این مناسبات بیشترین نفع به مراکز شهری و بیشترین زیان به عرصه های پیرامون روستایی وارد می گردد را نیز نشان می دهد. به عقیده اهلرس این مناسبات و روابط نابرابر نه تنها در گذشته وجود داشته می باشد بلکه پس از اصلاحات ارضی در عرصه های روستایی دگرگونیهایی پدید آمده می باشد و اگر چه درآمد روستاییان و حقوق سنتی مالکیت دچار   تحول شده  و جریان یکسویه انتقال محصولات به سوی مالکان شهری در حال دگرگونی می باشد اما هیچ کدام از این تحولات مانع از سلطه و سیطره اقتصادی شهرها بر عرصه های پیرامون روستایی نگردیده اند.  اهلرس در سال 1979 در مقاله شهر و حوزه نفوذ آن: نمونه طبس؛ جنبه دیگری از مناسبات شهر و روستا و وابستگی متقابل آنها را مورد تأکید قرار می دهد و این سوال اساسی را مطرح می سازد که اگر بپذیریم شهر به عنوان کانون عملکردی و سازماندهی حوزه روستایی می باشد باز هم این پرسش مطرح خواهد گردید که آیا بخش مهمی از عواید و منافع روستایی بایستی به جیب تجار شهری برود و یا اینکه ساکنان عرصه های روستایی خود بایستی بهره مندان مستقیم این عواید باشند؟ اهلرس در تحلیل خود از مناسبات حاکم بر شهر طبس و حوزه نفوذ آن عقیده دارد که در کنار نظام سنتی سهم بری  که از ویژگیهای آن وجود مالکان شهرنشین ومکانیزم گردش پول و ثروت به سمت عمده   فروشان وکسبه شهری می باشد به تدریج نوعی وابستگی جدید در حال تکوین می باشد، این وابستگی جدید برآمده از خصوصیات طریقه رشد اقتصاد شهری می باشد و موید آن می باشد که در گذر زمان مناسبات نابرابر سنتی و حاکم بر روابط شهر و حوزه نفوذ آن شدت خواهد گرفت. این روابط تا کنون حاکی از مناسبات سلطه اقتصادی شهر و رشد سریع اقتصادی و اجتماعی آن به ضرر عرصه های تحت نفوذ روستایی بوده می باشد. پس نظریه بوبک و بررسیهای اهلرس با دیدگاهی نظری – ادراکی پیرامون روابط شهر و روستا زمینه ای بود برای سایر پژوهشها در ایران به طوریکه بررسیهای فراوانی در این راستا صورت گرفته که در مناطق گوناگون ایران با سازوکارهای ناحیه ای این نظریه را مورد آزمون قرار داده اند.

[1] – Eckar Ehlers

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

1-بین شهر زابلی و حوزه پیرامونی(روستایی) از بعد اقتصادی چه نوع روابطی حاکم می باشد؟

2-عوامل و نیروهایی که بر شکل گیری این روابط اثرگذار هستند، کدامند؟

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه