دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 دانش‌آفرینی در سازمان‌های رسانه‌ای با بهره گیری از مدل نوناکا مورد مطالعه خبرگزاری ایسنا

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

قسمتی از متن پایان نامه :

­­­­دانش ضمنی

به ‌مرور زمان و با ادامه‌ی جریان زندگی نوعی از دانش در درون اشخاص نهادینه می گردد؛ پولانی نخستین ‌بار در سال 1969 با اظهار این مطلب که “ما بیش‌تر از آن‌چه می‌گوییم، می‌دانیم” به نمونه‌هایی از توانایی‌های بشر نظیر یادگیری دوچرخه‌سواری و شنا یا چگونگی تشخیص چهره‌ها تصریح می کند که تشریح نحوه‌ی انجام آن به‌راحتی توسط فرد امکان‌پذیر نیست، او دانش این‌گونه توانایی‌ها را “دانش ضمنی” نامید.

به ‌بیانی دیگر، دانش ضمنی را می‌توان مجموعه‌ای از تجارب، مهارت‌ها، دیدگاه‌های کاری و نظام ارزشی و ذهنی در درون فرد دانست که قابل گفتن نبوده و در هیچ پایگاه داده‌ای ذخیره‌ نشده می باشد بلکه جایگاه آن را ذهن آدمی و فعالیت‌های او تشکیل می‌دهد. چالش‌ اصلی مدیریت دانش نیز تبدیل هرچه بیش‌تر و بهتر دانش ضمنی به دانش تصریحی می باشد. دانش ضمنی در سال های اخیر توجه بیشتر بسیاری از مولفان را به خود جلب کرده می باشد. در ادبیات مدیریت دانش، این توافق هست که دانش ضمنی بسیار شخصی، انتزاعی و دشوار در اظهار می باشد (Koskine, 2003 ).

اصولاً تبیین مفهوم دانش ضمنی به گونه مستقیم مشکل می باشد و اغلب تنها راه اظهار و تبیین آن بهره گیری از استعاره­ها، اشکال و روش­های مختلفی می­باشد که زبان ویژه­ای برای اظهار مطلب دارند (Koskine, 2003). دانش ضمنی دانشی می باشد که به آسانی قابل رویت و اظهار نیست. این دانش در سطح بالایی، جنبه فردی داشته و برای تعریف و ارائه  بسیار دشوار می باشد. همین عامل باعث ایجاد موانع در نشر و بهره گیری مشترک از آن شده می باشد. دیدگاه­های انتزاعی، استنباط­ها و آینده نگری ها همگی در این مقوله گنجانده می شوند. به علاوه دانش ضمنی، عمیقاً ریشه در تجارب، کارکرد ها، ایده ها، ارزش‌ها یا احساسات فردی دارد (نوناکا و تاکوچی، 1995).

“هاول” دانش ضمنی را غیرکدپذیر و فن غیرقابل تجسمی دانسته که از طریق دریافت غیررسمی از رفتار و رویه‌های یادگرفته‌شده کسب می گردد. “گرانت” این واژه را با در نظر داشتن قابلیت استعمال آن این‌گونه تعریف می کند: “دانش ضمنی فقط از طریق استعمال عیان می گردد و انتقال آن امکان‌پذیر نیست.”

هاگر و فارل، دانش ضمنی را نوعی مفهوم مبهم دانسته و عقیده دارند در بسیاری از موارد، برچسب زدن چیزی به عنوان دانش ضمنی، تنها نام مشکل را تغییر می­دهد و مانع مطالعه­های بیشتر در مورد موضوع می گردد. (McAdam et al.,2007).

دانش ضمنی و تصریحی مکمل یکدیگرند و این بدین معناست که برای ایجاد دانش هر دوی آن‌ها ضروری هستند؛ از این‌رو آن‌چه ما دانش‌ می‌خوانیم از طریق تعامل بین دانش ضمنی و تصریحی و نه هرکدام به‌ تنهایی ایجاد می گردد.

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف فرعی پژوهش:

  • شناسایی فرآیندهای تولید دانش در یک سازمان رسانه‌ای
  • تعیین و اولویت‌بندی فرآیندهای تبدیل دانش ضمنی و تصریحی بر اساس مدل نوناکا در یک سازمان رسانه‌ای
  • وجود یا عدم وجود فرآیندهای تولید دانش ضمنی و یا تصریحی در یک سازمان رسانه‌ای
  • مطالعه انطباق‌پذیری مدل نوناکا برای دانش‌آفرینی در یک سازمان رسانه‌ای