دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 ارتباط­ هوش معنوی با رهبری موثق مدیران و کارکنان فدراسیون ورزش های جانبازان و معلولین جمهوری اسلامی ایران

قسمتی از متن پایان نامه :

ابعاد رهبری موثق

همانطور که در بخش های قبلی اظهار کردیم نویسندگان بطور کامل بر روی یک تعریف واحد دارای اجماع و توافق همگانی نمی باشند. اما می توان 3 موضوع زیربنایی را در تعاریف ارائه شده از محققان مختلف استخراج نمود. یکی از این موضوعات خودراستین می باشد که در سراسر ادبیات اصالت به چشم می خورد و پس از آن، بسیاری از نویسندگان خودآگاهی را بعنوان یک جزء کلیدی از اصالت اظهار کرده اند. در نهایت ادبیات رهبری موثق به شدت با اخلاق پیوند خورده می باشد. در حقیقت آویلیو و گاردنر در سال 2005 با در نظر داشتن این سه موضوع کلیدی، رهبری موثق را ریشه تمام اشکال مثبت جدید رهبری مانند رهبری تحول آفرین، فرهمند، خدمتگزار و رهبری معنوی می دانند. همچنین این سه موضوع کلیدی، ویژگی اصلی رهبری موثق یعنی اظهار خود راستین را عیان می سازند و اظهار می کنند که رهبر بایستی به ماهیت و ذات خود آگاه باشد تا بتواند آنرا بطور موفق ابزار نماید. پس رهبری موثق یک حرکت هنجاری به سمت فضیلتهای اخلاقی می باشد( کاهه، 1391: 20).

 

1-4-4-2-2 بعد خودآگاهی

خودآگاهی سنگ بنای مهم رهبری موثق می باشد و به درک نقاط قوت و ضعف فردی و چگونگی ارتباط با دنیای پیرامون مشخص تصریح دارد. در حقیقت بدون در نظر داشتن خودآگاهی، اصالت بیشتر با تناسب بین هویت فردی و عملکرد ارتباط پیدا خواهد نمود که در این حالت خودشیفتگی و خباثت[1] دارای امتیاز می شوند و بدون هیچ مدرکی خود را موثق می داند زیرا هویت خود را با اعمالی که انجام می دهند سازگار می دانند

پس یک ویژگی کلیدی در اصالت و رهبری موثق، سطح بالایی از خود شناسی می باشد. با این حال بیشتر افراد اطلاعات کمی نسبت به خود دارند و تنها به مشخصات شناسنامه ای، دسته ای از علایق اجتماعی و احساساتی که در بیشتر موارد بروز داده می گردد اکتفا می کنند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

همجنین افراد بیشترین نتیجه گیری که از خود دارند حاصل استنباط شخصیتشان از نشانه های خارجی و مشاهدات دیگران می باشد که می تواند طی پردازش ناقص اطلاعات مانند خود فریبی[2]، تعصبات مثبت[3] و خود ارزیابی نادرست [4]، نقاط قوت و ضعف خود را به خوبی شناسایی نکنند. پس می توان خودشناسی را بر پایه فروتنی معرفتی [5] بنا نهاد که افراد می پذیرند که آنها بطور کامل نمی دانند آن چیز که را هنوز درمورد خود نمی دانند. بعبارتی به میزانی که فرد بیشتر می داند، بیشتر متوجه می گردد که چه چیزی را نمی داند. در حقیقت قدمت مفهوم فروتنی معرفتی به بقراط بر می گردد که دادگاهی را برای زندگی خود تشکیل د اد و از همکارانش خواست بعنوان هیئت داور درمورد وی قضاوت کنند زیرا وی مایل بود آن چیز که را درمورد خود نمی داند را بداند.

طی مطالعات آویلیو و گاردنر در سال 2005 خودآگاهی شامل 4 عنصر ارزشها، هویت شناختی، احساسات و اهداف/ انگیزه ها می باشد. بطور کلی خودآگاهی را می توان درک بالای رهبر از نقاط قوت، ضعف و انگیزه های خود به همان خوبی که دیگران می دانند تعریف نمود.

خودآگاهی شامل هر دو مرجع بیرونی و درونی می باشد. مرجع درونی به شناخت رهبر از جایگاه های ذهنی مانند باورها، خواسته ها و احساسات مربوز می گردد. در حالیکه مرجع بیرونی به انعکاس تصویر خود و آن چیز که دیگران از رهبرشان درک کرده اند مربوز می گردد. در رفتار رهبران با خودآگاهی بالا به نظر می رسد که هر دو مرجع بیرونی و درونی باعث افزایش اثربخشی آنها بعنوان رهبر گردیده می باشد( والومبا و همکاران، 2010).

[1] . Miscreant

[2]. Self deception

[3] . Positive biases

[4] . Inaccurate self assessment

[5] . Epistemic humility

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

3 هدف های پژوهش یا نتایج مورد انتظار

  • تعیین تاثیر بالا بودن خودآگاهی( یکی از ابعاد هوش معنوی) رهبران در موثق بودن آنان نزد زیردستانشان
  • تعیین ارتباط تسلط بر خویشتن( یکی از ابعاد هوش معنوی) رهبران بر اندازه گشودگی ارتباطی آنها( یکی از ابعاد رهبری موثق)
  • تعیین ارتباط داشتن دیدگاه معنوی( یکی از ابعاد رهبری موثق)با بروز منش معنوی( یکی از ابعاد هوش معنوی)در رفتار رهبران
  • تعیین تاثیر بالا بودن آگاهی جهانی( یکی از ابعاد هوش معنوی) رهبران در موثق بودن آنان نزد زیردستانشان